تبليغاتX
واحه - ترجیح سمت بر علم

يك استاد دانشگاه، وظايفي چند را به عهده دارد و اساسا تنها براي انجام آن وظايف است كه حضورش در دانشگاه معنا و مفهوم مي‌يابد. اين وظايف به سه دسته تقسيم مي‌شود، اولا وظايف آمورزشي كه عمده آن در حضور بر سر كلاسها و ارتباط با دانشجويان و پاسخگويي به سوالات و ابهامات آنان و مشاركت دادن آنها در فعاليتهاي پژوهشي است. وظيفه دوم شركت در جلسات گروه مربوطه و انجام فعاليتهاي جمعي، نظير امور استخدام، ارائه دروس، تصويب پروپوزالها و ... است. سوم فعاليتهاي پژوهشي است كه اساسا حضور در دانشگاه، تنها به لحاظ حمايتهاي مادي و استفاده از دانشجويان مي تواند در بهبود فرآيند آن موثر باشد. در اينجا برآنيم كه ميزان تطبيق وضعيت دكتر حسين كچوئيان بر وظايف معمول يك عضو هيئت علمي را بررسي كنيم تا بفهميم اشتباهات استراتژيك ايشان در ترجيح سمت خود در مديريت گروه بر علم و علم آموزي، تقابل و ايستادگي در برابر خواست بر حق دانشجويان مبني بر پاسخگويي و فرار از رودررويي با اعضاي منتقد در انجمن اسلامي، برقراري ارتباط مستمر با نهادهاي غير مستقل دانشجويي نظير بسيج دانشجويي و متحد اخيرش شوراي صنفي و استفاده ابزاري از آنها براي مقابله با دانشجويان حق طلب و عدالتخواه و تبديل مطالبه گري دانشجويان از اساتيد به نزاع دو جريان دانشجويي (كه با هوشمندي اعضاي انجمن اسلامي نقش بر  آب شده است)، درگيري شديد با اساتيد گروه و تخلفات عديده ايشان در مقام مديريت گروه جامعه شناسي و دروغها و تهديدات ايشان عليه برخي اساتيد و دانشجويان و موارد ديگر، چگونه دكتر كچوئيان را به جايي رسانده كه حضور ايشان در دانشكده در شرايط فعلي نه تنها چندان كاركرد مثبتي ندارد، بلكه بعضا به يك ضد كاركرد بدل شده است.

1- با توجه به وضعيت جسمي نامناسب، از ابتداي امسال ايشان در برابر مطالبات و پرسشگري بر حق دانشجويان ايستادگي كردند و خود را با كليه اساتيدي كه به هردليل به پرسشهاي دانشجويان پاسخ مي دادند، درگير نمودند و از هر حادثه كوچك و هر سوال و جواب دانشجويي كوهي بلند براي متهم كردن همكاران خود ساختند و اينگونه توان خود را در اين درگيرها فرسايش دادن تا آنجا كه اكنون كار به جايي كشيده كه برخي كلاسهاي ايشان به مرز تعطيلي رسيده، علم و علم آموزي متوقف گشته و ايشان به دنبال فرد جايگزين براي كلاسهايشان هستند و از همه جالب تر اينكه به جاي اينكه بازنگري و اصلاح عملكرد خود را پيشه قرار دهند، دانشجويان منتقد را در وخيم شدن حال جسميشان مقصر مي‌دانند.

2- با توجه به عملكرد منفي ايشان در دوره دوم مديريت گروه جامعه‌شناسي، اكنون اكثريتي از اساتيد گروه جامعه‌شناسي خواستار تغيير ايشان و منصوب شدن شخصي ديگر بر سمت مديريت گروه جامعه‌شناسي اند. ايشان با وقوف به اين امر خود را به صورت كامل وارد بازي كاملا سياسي با اساتيد نموده و بعد از عيد امسال هوشمندانه سعي مي‌كند جلسات گروه جامعه‌شناسي را يا برگزار نكند يا طوري برگزار كند كه مسائل اصلي طرح نشود.( يا با دعوت از دانشجويان ارشد و دكترا براي طرح مسائل خود در جلسات گروه، يا با ترك جلسه در ميانه آن) نتيجه اين امر در عمل اين شده كه كليه امور مربوط به گروه جامعه‌شناسي كه بايد با مشاركت اساتيد گروه انجام شده و ”به صورت دموكراتيك و به كمك خرد جمعي“ تصميم گيري در مورد آن اتخاذ گردد، معطل مانده، به طوري كه اكنون به تحقيق مي‌توان گفت، ديگر چيزي به نام گروه جامعه‌شناسي معنايي ندارد، چرا كه اساسا جلسه اي تشكيل نمي دهدو دور هم جمع نمي شود.

3- حوزه سوم حوزه پژوهشها است كه با توجه به حضور دكتر كچوئيان در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، موسسه باقرالعلوم و موسسه امام خميني (متعلق به آيت الله مصباح يزدي) كه موسساتي كاملا همسو با ايشان بوده و از امكانات و توانمديهاي زياد سخت افزاري هم برخوردارند ، بسيار مناسبتر و كم تنش تر از دانشگاه تهران براي ايشان خواهد بود. لذا به نظر مي رسد اين مسئله نيز به خوبي بيرون از فضاي دانشكده علوم اجتماعي قابل برآورده شدن است و نيازي به حضور فيزيكي در دانشكده علوم اجتماعي ندارد.

نتيجه‌گيري :

در اينكه علم و دانش و شخصيت علمي دكتر كچوئيان، شخصيتي ارزشمند و قابل استفاده براي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي- و حتي بسيار قابل استفاده تر از بسياري اساتيد ديگر- است هيچ شكي نيست. اما متاسفانه پافشاري بيهوده و نابجاي ايشان بر حفظ سمت اجرايي خود در مديريت گروه، عليرغم اثبات عدم توانايي ايشان در برقراري ارتباط سازنده با دانشجويان و اساتيد و تكرويهاي ارزشي ايشان كه در تمامي اعمال مديريتيشان نمود تام و تمام دارد، سبب شده كه فشار روحي و جسمي زيادي بر ايشان وارد شده و عملا روند آموزشي-علمي او مختل گردد.

از طرف ديگر به دليل اختلاف گسترده با اساتيد و فرار از تشكيل جلسات گروه، در عمل ايشاندر روند كاري گروه جامعه‌شناسي اخلال كرده‌اند. لذا با توجه به وضعيت غير قابل بازگشت فعلي و اصرار دكتر كچوئيان بر ادامه روندهاي نادرست قبلي، به نظر مي‌رسد در شرايط فعلي عدم حضور ايشان در دانشكده لااقل تا مدتي به نفع همه دانشكده و دانشجويان است.

كنار رفتن ايشان از فعاليت اجرايي، از بين رفتن تنشهاي روحي و رواني و بازيابي توان جسمي، نتيجه اين دوري موقت خواهد بود و آرامش را به فضاي دانشكده باز خواهد گرداند و برگزراي جلسات پرسش و پاسخ و رسيدگي به مطالبات دانشجويان(تجديد روند پذيرش اعضاي هيئت علمي، احياي بورسهاي لغو شده، تضمين ارائه دروس، تضمين پاسخگويي مديريت گروه) با حضور مدير جديد گروه، بدون حضور ايشان در دانشكده با تشنج و تنش كمتري برگزار خواهد شد.

1- اين نوشته از وبگاه غير رسمي ايشان برداشته شده است : سال 1381 تدریس در دانشگاه باقرالعلوم (به صورت استخدام پاره وقت) و موسسه امام خمینی (قده) (بصورت حق التدریسی). شامل دروس ”نظریه‌های جامعه‌شناسی“، ”فلسفه علوم اجتماعی“، ”جامعه‌شناسی سیاسی“، ”متون کلاسیک جامعه‌شناسی“ و ”زبان تخصصی“.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |