تبليغاتX
واحه - میرحسین اگر می آید...(1)

مريم رحماني

در این ستون به تحلیل موقعیت برخی از اقشار جامعه در وضعیت کنونی جامعه و چشم انداز آن در انتخابات آینده و دولت احتمالی  خواهم پرداخت .

1.سالها می گذرد. از انقلابی که در آن  زنان و مردها پا به پای هم نقش داشتند. از شکل گیری نظام نوینی که قرار بود در آن همه برابر باشند و به قدر شایستگی و کفایت سهم داشته باشند. اما هرچه می گذرد و اوضاع به سامان می شود  خبری ازحضور زنان در کابینه و مجلس و متن ماجرا نیست. در عوض در تمام راهپیمایی ها و انتخابات و جاهایی که لازم است مشت محکمی کوبیده شود بر دهان دشمنان، زنان پررنگ می شوند. همان طور که جوانان. همان طور که خیلی های دیگر...  زنها در کنار برخی دیگر از احزاب و تفکرها از حذف شدگان همیشه در صحنه هستند.

2. دولت اصلاحات که تشکیل شد اوضاع آن قدر وخیم بود که خاتمی ارتقای وضعیت زنان را در کنار برخی مسائل دیگر مثل توسعه سیاسی، آزادی بیان و جوانان اولویت قرار داد. همه جا حرف از زنان و حقوق آنها بود و اینکه باید تبعیض نباشد. کم کم زنان تبدیل به مسئله شدند. نهادهای مربوط به آنها تشکیل شد و با رونق گرفتن ngo  ها بسیاری از زنان وارد عرصه شدند و شروع کردند به ایفای نقش. با اینکه سرعت پیشرفت کم بود و موانع و مشکلات بی شمار؛ اما چشم انداز خوب و روشن بود.

3.در حالی که بیش از 50 در صد کابینه کشورهای اروپایی و رهبران بسیاری از کشورها زنان هستند هنوز در قانون اساسی ما شایستگی زنان برای کسب این مقامات احراز نشده. هنوزبه زن به چشم موجودی نگاه می شود که توانایی اش فراتر از خانه داری و به دنیا آوردن فرزندان صالح نیست. یک نیم نگاه آماری به چند سال گذشته کافی است تا به عمق فاجعه پی  ببریم. زنان(نه به عنوان یک جنس بلکه به عنوان یک قشر) در تمامی این سالها از دست یافتن به تمام جایگاه هایی که حقشان بوده دور مانده اند. بعد از 30 سال از گذشت انقلابی که بر مبنای عدالت و برابری بین انسان ها بوده، حالا زنها تنها بخشی از ویترین حاکمیت هستند. در هر دولتی یک زن به نمایندگی از چند میلیون زن ایرانی با تفکرات مختلف، می شود یک مدیر درجه دوم.

4. دولت نهم هم که آمد مهرورزی اش فکری به حال زنان نکرد. نه به لحاظ کمی و نه به لحاظ کیفی هیچ تغییری در اقدامات دولت قبل انجام نشد. رئیس سازمان محیط زیست طی سنتی نانوشته دوباره به یک زن واگذار شد. اما به نظر می رسد هنوز سپردن یک وزارتخانه یا معاونت درجه اول برای زنان خیلی دور از ذهن است.

5. کمتر از دوماه مانده به انتخابات و نامزدها و شعارها و وعده ها یکی یکی از راه می رسند. من  در اینجا نمی خواهم گمانه زنی کنم بر سر اینکه چه کسی می آید و خوب است که چه کسی بیاید اما 4سال است که در زمینه پیشبرد وضعیت زنان در جامعه در جا زده ایم(بهتر است بگوییم عقب رفته ایم). هیچ اتفاق مثبتی در زمینه بهبود و توسعه وضعیت زنان رخ نداده. به جایش تا دلتان بخواهد لوایح درخشانی همچون لایحه حمایت از خانواده و بومی گزینی جنسیتی که در صدد حذف زنان از متن جامعه بر آمده. در نتیجه بهتر است روی صحبت و انتقاداتم را نه احمدی نژاد که میرحسین قرار دهم که بالاخره طلسم چندین ساله را شکسته و می خواهد بر سر رئیس جمهور شدن رقابت کند. میرحسین اگرکه می آید باید بداند که حالا وضعیت خیلی متفاوت از دودهه پیش است. کاش میرحسین(و یا هر کاندیدای دیگری که به قصد اصلاح می آید)در میان انبوه مسائل و معضلاتی که مطرح است فراموش نکند که زنان مثل بسیاری از قشرهای دیگر می توانند با حضورشان تبدیل به موتور محرک جامعه شوند و حضورشان در بطن و متن جامعه باعث توسعه بخش های مختلف خواهد شد.

راستش ما همه خسته شده ایم. ولی خب. امیدوارانه منتظر می مانیم بلکه بازی این بار از وعده های تکراری عبث و ریاست سازمان محیط زیست و موهبت های الهی بودن قدری متفاوت باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت توسط واحه |