تبليغاتX
واحه

فاطمه صالحي

دانشكده مان شده زمين مطالعات اجتماعي. داستان گروه جامعه شناسي همه را درگير كرده است. هر كس از موقعيت و جايگاهش به فراخور ميزان دغدغه و به سهم خود دست به كنشي زده است كه فضاي دانشكده را به جنب و جوش انداخته است. اما عمل ها و اهداف و كنش ها شبيه هم نيستند. هر كس از دري وارد شده و نيت و هدفش متفاوت است.

خيلي از كارهايي كه يا از كودكي پي اش مي گشتيم و نمي ديديم ‏،به عينه دور و برمان دارد اتفاق مي افتد. درگيري آدم ها با هم و دلايلي كه فقط توي تاريخ مي خوانديمشان و گاه با غضب و گاه با افسوس هيچ جوره سر از دليل و منطق عاملانش در نمي آورديم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

هر جامعه ای در یک مدل فرضی ،دارای سه بخش (بخش بالا یا حوزه ی قدرت،بخش میانی یا ngoها،و بخش پائینی یا بدنه ی اجتماع)

است که این سه بخش در تمام فعالیت ها اعم از سیاسی،اقتصادی و اجتماعی،به تناسب شرایط و موقعیت های آن جامعه نقش ایفا می کنند.اگر دانشکده را در یک مدل فرضی،جامعه ای کوچک شده بی انگاریم و بخواهیم در این مدل به هر کدام نقشی بدهیم و متناسب با آن به تحلیلی بپردازیم،سیستم روشن و شفافی خواهیم یافت که برای تحلیل سودمند خواهد بود.بدین صورت که بخش بالای دانشکده را ،در مدیریت دانشکده و گروه های آموزشی،بخش میانی ی آن را در تشکل ها و نشریات  دانشجویی ،و بخش دیگر را در بدنه ی دانشجویی تعریف می کنیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

جامعه شناسی علم خطرناکی است.چرا که جواز ورود به هر موضوع، میدان و مسئله ای را دارد. هیچ وجه زندگی انسان از خصوصی ترین آنها تا اجتماعیات نمی تواند در حوزه ی جامعه شناسی تعریف نشود. این علم خاصیت سرک کشی و بیرون کشیدن تک تک مناسبات،روابط،مسائل و موضوعیات را دارد و اساسا ابزار آن هم فقط در گروی اوست.نمی توان گستره ی قابل ورود بدان ها را تنگ کرد.نمی توان ورود به موضوعات را -درهر سطحی که باشند-منع کرد.دورکیم با اثبات جامعه شناسی از مسیر چرخاندن موضوعی کاملا فردی و شخصی و روانی به مسئله ای با بستر اجتماعی،شالوده ی این علم را بر تخطی از هر چارچوب تعریف شده ای گذاشت.هر امر عینی و بیرونی می تواند موضوع یک پژوهش جامعه شناسانه باشد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

دکترقمصری،معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه ،سه شنبه ی این هفته برای پاسخگویی به مطالبات دانشجویان،به دانشکده ی علوم اجتماعی می آید.خبری که از اخبار مهم این روزهای دانشکده و همینطور دانشگاه تهران محسوب می شود.

چندی پیش یکی از استادان همین دانشکده مطلبی در باب وظایف و حقوق گفتند که در مورد این موضوع صدق یافت. آن هم اشاره به این موضوع بود که وقتی در جامعه ای حقوق و وظایف هر پست و جایگاهی مبهم ونامشخص باشد،یا حتی در صورت مشخص بودن،به رسمیت شناخته نشده ،بدان عمل نشود و متقابلا مطالبه نیز نشود،انجام روتین و مطابق قانون یکی از کنشگران آن جایگاه،به عملی ستایش برانگیز و درخور تشکر بدل می شود،حال آنکه اتفاقا این از معدود دفعات انجام درست کارها بوده است،و مابقی در خور تبنیه اند!
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحي

دوازده سال ،از وقتی هنوز خواندن نمی دانستیم و نوشتن برایمان از اهداف دوردست محسوب میشد،تا وقتی که  مثلا حسابی تحویلمان گرفتند  واسما شدیم پیش دانشگاهی،برچسب دانش آموز را همه جا با خودمان یدک می کشیدیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

علوم اجتماعي عرصه ي عجيبي است. به بيابان ناشناخته اي مي ماند كه دخول به آن هيچ پيش زمينه اي را ندارد و قابل پيش بيني هم نيست. يعني تضميني بر آنچه اين علم براي فرد به ارمغان خواهد آورد وجود ندارد. از آنجا كه علوم اجتماعي-حداقل در ظاهر و داعيه اش-در پيوند دائم با زندگي چه در عرصه ي عمومي و چه در عرصه ي شخصي،آنجا كه نشات گرفته از جهان اجتماعي است، قرار مي گيرد، پيش بيني چنين تاثيري چندان دور از ذهن نيست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

”به نظر من...“ ، ”از دیدگاه من“

این عبارات حتما برایتان آشناست، عباراتی که روزانه در ابتدای خیلی از اظهارنظرها و صحبت ها می شنویم و حتی  می توان گفت راغب به شنیدنشان هستیم.اینکه گوینده برای مابقی افراد احترام قائل شده و تعمیم ناپذیری حرف هایش را پذیرفته باشد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

همه ی ماجرا این جاست: می بندیم و می گذاریم ،می رویم!

مسئله فقط مربوط به یک نفر، دونفر نیست.خیلی ها که جدی دنبالش کرده اند و در آرزو و بعضا تدارکش اند.بقیه هم حداقل به ذهنشان رسیده!هر چند شده باشد یکبار و شاید آن هم غیر جدی. درست است، رفتن را می گویم.اینکه از همه دار و ندارت بگذری و بروی. بروی که امکانات بهتری داشته باشی،بروی که درس بخوانی،بروی که کل آینده ی پیش رویت درون مه نباشد،بروی که بتوانی برای آینده ات،خودت، ودغدغه هایت شفاف با همه چیز روبرو بشوی!

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

روبروی مرکز نیروی انتظامی تهران بزرگ ،در خیابان آزادی کلانتری ای هست که تمام وسایل نقلیه اش، اعم از موتور و سواری و ون هاش را در پیاده رو پارک می کند!!! آنوقت تمامی اتومبیل هایی شخصی دیگری که در پیاده رو پارک شده اند جریمه می شوند!!! هر بار که از آنجا رد می شوم و با این صحنه روبرو میشوم،یاد خیلی چیزها می افتم. یک جورهایی انگار قضیه ، تمثیلی شده از یکسری اتفاقات عظیمی که دور و برما می افتد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

همه چیز از وقتی شروع می شود که می خواهیم خود را ثابت کنیم. خودمان را به همدیگر، به بالا دستی، به کوچکترها، بزرگترها، افراد، جامعه، خانواده،...

آنقدر در باید و نباید ها و ارزش ها غلطانده شده ایم که نتوانیم بدون دیگری همیشه ی خدا حاضر دست به ارزیابی خودمان بزنیم.

جامعه ی ما، جامعه ی ارزش هاست. همه چیز با ارزش ها و هنجارها سنجیده می شود. دایم به دنبال روشن کردن حق و حقیقتیم و البته هر کداممان هم به هر زوری که شده می خواهیم خودمان را در دسته ی حق جا بدهیم. هرچقدر هم که با این کار دیگران را تخطئه کنیم و زیر سوال ببریم، دست از کارمان نمی کشیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

ناصر الدین شاه جمله ای دارد که می گوید:“ما ایرانی ها همه چیزمان به همه چیزمان می آید“
هرچند شاید خیلی ها مخالف باشند، ولی من سخت به این جمله معتقدم.
حالا شده حکایت ما! همه چیز را از قبل از مواجهه با واقعیات، توی ذهنمان با داده های ناقص و دست و پاشکسته و گاه به گاه غلطمان می چینیم و بعد با ذهنی سخت تر سنگ می رویم که با دنیای واقعی روبرو شویم. خدا نکند که یک عامل حتی کوچک و بی اثری که در معادلات قبلی مان جا نداشت؛ وارد ماجرا شود تا همه ی دو دو تا چهارتاهایمان نقش بر آب شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی
نام این ستون پیله است. پیله یعنی مجموعه ای که کرم ابریشم به دور خود میتند، تا نهایتا با شکافتن آن پروانه وار پرواز کند. آنوقت است که هم خود رشد می کند و هم پیله اش می شود یک چیز ارزشمند،یعنی ابریشم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت توسط واحه |