سه هفته از آغاز سال جديد ميگذرد. وضعيت گروه جامعهشناسي به خاطر سرسختي دكتر كچوئيان در ابهام به سر ميبرد. روند پذيرش اعضاي هيئت علمي، براي بررسي تخلفات صورت گرفته به تاخير افتاده است. برخي كلاسهاي دكتر كچوئيان تشكيل نميشود. برخي اساتيد حاضر به ادامه همكاري با دكتر كچوئيان در اداره گروه جامعهشناسي در صورت تداوم مديريت ايشان نيستند. براي برخي اساتيد اساسا چيزي به نام گروه جامعهشناسي در شرايط فعلي موجوديتي ندارد. در طول اين سه هفته، آقاي دكتر كچوئيان به طرق مختلف(برگزاري جلسهها با حضور دانشجويان ارشد و دكترا، ترك جلسه در ميانه، تشكيل ندادن جلسات و در آخرين مورد كنسل كردن جلسه روز قبل از تشكيل) از تشكيل جلسهاي كه قرار است راجع به تغيير مديريت گروه جامعهشناسي در آن بحث شود، جلوگيري كند. اميد ايشان به فرونشستن آتش مخالفت اساتيد و پايان يافتن سال تحصيلي و خاموشي دانشجويان است...
مصطفی احمدی
داستان چالش دانشجویان منتقد با مدیر گروه جامعه شناسی به صفحات آخر خود رسیده است. مدیری که یک روز با اقتدار تمام از این سخن می گفت که به دانشجو جوابگو نیست و دانشجویان را در مطالبات خود تنها می دید، امروز به شدت تنها شده است.
مدیری که اندک زمانی قبل امضای تمام اعضای گروه جامعه شناسی و از جمله خودش را پای ورقه ای گذاشت که اعلام می کرد تمام تصمیمات گروه در صحن علنی و به صورت دموکراتیک اخذ می شود، امروز حتی حاضر نیست جلسات عادی گروه را تشکیل دهد از ترس انکه مبادا تصمیمی برای رفتن او گرفته شود...
يك استاد دانشگاه، وظايفي چند را به عهده دارد و اساسا تنها براي انجام آن وظايف است كه حضورش در دانشگاه معنا و مفهوم مييابد. اين وظايف به سه دسته تقسيم ميشود، اولا وظايف آمورزشي كه عمده آن در حضور بر سر كلاسها و ارتباط با دانشجويان و پاسخگويي به سوالات و ابهامات آنان و مشاركت دادن آنها در فعاليتهاي پژوهشي است. وظيفه دوم شركت در جلسات گروه مربوطه و انجام فعاليتهاي جمعي، نظير امور استخدام، ارائه دروس، تصويب پروپوزالها و ... است. سوم فعاليتهاي پژوهشي است كه اساسا حضور در دانشگاه، تنها به لحاظ حمايتهاي مادي و استفاده از دانشجويان مي تواند در بهبود فرآيند آن موثر باشد. در اينجا برآنيم كه ميزان تطبيق وضعيت دكتر حسين كچوئيان بر وظايف معمول يك عضو هيئت علمي را بررسي كنيم تا بفهميم اشتباهات استراتژيك ايشان در ترجيح سمت خود در مديريت گروه بر علم و علم آموزي، تقابل و ايستادگي در برابر خواست بر حق دانشجويان مبني بر پاسخگويي و فرار از رودررويي با اعضاي منتقد در انجمن اسلامي، برقراري ارتباط مستمر با نهادهاي غير مستقل دانشجويي نظير بسيج دانشجويي و متحد اخيرش شوراي صنفي و استفاده ابزاري از آنها براي مقابله با دانشجويان حق طلب و عدالتخواه و تبديل مطالبه گري دانشجويان از اساتيد به نزاع دو جريان دانشجويي (كه با هوشمندي اعضاي انجمن اسلامي نقش بر آب شده است)، درگيري شديد با اساتيد گروه و تخلفات عديده ايشان در مقام مديريت گروه جامعه شناسي و دروغها و تهديدات ايشان عليه برخي اساتيد و دانشجويان و موارد ديگر، چگونه دكتر كچوئيان را به جايي رسانده كه حضور ايشان در دانشكده در شرايط فعلي نه تنها چندان كاركرد مثبتي ندارد، بلكه بعضا به يك ضد كاركرد بدل شده است...

آموزش معمولا برای کلاس هایی که تشکیل نمی شود اطلاعیه می زند. اما این بار...
زهرا مينائي
انتخابات نزديك است. انتخابات رياست جمهوري اما نه. انتخابات تشكل ها منظورم است. هفته ي پيش كانديداتوري براي شركت در شوراي صنفي آينده آغاز شد و به زودي هم انتخابات انجمن هاي علمي، انجمن اسلامي، جامعه فرهنگي و كانون ها.
بحث درباره ي تشكل ها بحث عميقي است. اينكه اساسا يك تشكل از كجا هويت مي گيرد؟ آيا هويت تشكل جدا از افراد تشكيل دهنده اش هست يا نه؟ اينكه آيا تشكل به افراد هويت مي دهد يا اين افراد اند كه تشكل را هويت دار مي كنند؟ اينكه سابقه ي يك تشكل چقدر در عملكردش موثر است؟ اينكه هر تشكل چه كاركردي بايد داشته باشد؟ و سوال هاي بسيار ديگري كه در اين بحث مطرح مي شود...
علیرضا کیانفر
چندی است که عده ای از دوستان مذهبی رادیکالمان در کلاس های گوناگون دانشکده
علوم اجتماعی از جامعه شناسی گرفته تا اقتصاد،به بهانه های گوناگون لب به اعتراض گشوده و به شیوه ای غیر آکادمیک به طرح سوال می پردازند.
آنها ناله و فغان سر می دهند که ای وای این مطالبی که در کلاس های دانشکده ی علوم اجتماعی تدریس می شود علوم و دانش های بی خدا هستند،این ها علومی هستند که باعث دنیوی شدن می گردند،این علوم آخرت را به دست فراموشی سپرده اندو این ها اسلام را به خطر می اندازند...
تاكيد من اين است كه امروزه بايد بيش از پيش به معنويت پرداخت. به نظر ميرسد آن چيزي كه امروزه ميتواند مشكلگشا باشد و حل معضلات بشر امروز را ميتوان از آن انتظار داشت، معنويت است. اما اين معنويت لزوما مخالفتي با دين ندارد حتي به تعبيري شايد بتوان گفت كه لب و گوهر همه اديان، همان معنويت است...
اعظم کریمی
علامه اقبال لاهوري يكي ازبنيان گذاران نهضت بازگشت به خويشتن است،روند احيا واصلاح دين كه سيدجمال وعبده آغازگرآن بودند دراقبال به نقطه عطف خود مي رسد، اقبال براحياواصلاح“بازسازي ” راهم مي افزايد،او باهمه ي تعهدات وتقيدات پيشين ديني كه داشت، به چيزي بيشتر از احيا و رفرم سنتي مي انديشيد، وي به تجديد بناي تفكر اسلامي اعتقاد دارد و مي گويد بايد اسلام را با روح زمانه و شرايط جديد منطبق كنيم ، براي اين منظور بايد اجتهاد رافعال كرد و منبع اصلي اجتهاد را قرآن قرار داد، محور اصلي بحث هاي او اصلاح طلبي با فعال كردن قرآن، اجتهاد وعقل است . با اين حال بعضي براي مخالفت با نوآوري در انديشه ديني به اصل خاتميت استناد مي كنند و آنرا نشانه تكميل دين و بي نياز شدن از هر تغيير و نوزايي براي هميشه مي دانند ، در صورتي كه منظور از خاتميت چنانكه اقبال هم مي گويد ختم رسالت و وظيفه انبيا و تحول و تكامل انديشه ديني نيست، اقبال معتقد است كه ”خاتميت دليل پايان آن شيوه هدايت از طريق وحي به انبيا و نشانه ي بلوغ عقل بشري است، وظيفه مزبور پس ازآن بر عهده عقل برهاني و استدلالي انسان است و بشرخود بايد راه پيامبران را ادامه دهد و رسالت آنان را به دوش كشد“...
انتقاد از اطلاعیه های انتخاباتی بسیج و سپاه